۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
نقد فیلم فرمول یک - F1 The Movie 2025

سانی هیز نابغه فرمول یک در دهه ۱۹۹۰ بعد از سی سال توسط هم‌تیمی سابقش استخدام می‌شود تا شاید بتواند تیم در آستانه نابودی APXGP را نجات دهد.

ترکیب ژانرها در سینما به امری عادی بدل شده به طوریکه فیلمسازان مضامین و عناصر دو یا چند ژانر مختلف را با هم ترکیب می‌کنند. درام کمدی، وسترن ترسناک، کمدی ترسناک، درام ماجراجویی، وسترن علمی-تخیلی و ده ها ترکیب که فیلمسازان برای خلق اثری نو از آن استفاده می کنند.

"سانی هیز (برد پیت) پدیده فرمول یک در دهه ۱۹۹۰ بود تا اینکه با یک تصادف وحشتناک در حین مسابقات فرمول یک تقریباً به دوران حرفه‌ای خود پایان داد. سی سال بعد، او یک راننده مسابقه سیار است که توسط هم‌تیمی سابقش روبن سروانتس (خاویر باردم) که اکنون مالک یک تیم فرمول یک در آستانه فروپاشی است، استخدام می‌ شود. روبن، سانی را متقاعد می‌ کند که برای نجات تیم و تبدیل شدن به بهترین تیم جهان، به فرمول یک بازگردد. او در کنار جاشوا پیرس (دامسون ادریس)، راننده جوان، مغرور و جاه طلب قرار میگیرد. رفته رفته رقابت برای اثبات اینکه چه کسی راننده بهتری است بین آن دو بوجود آمده و چالشی جذاب در مسیر قهرمانی تیم شکل میگیرد."

فیلمساز به شکل ملموسی از عناصر داستانی فیلمهای وسترن استفاده کرده است و فیلم فرمول یک را می توان یک درام ورزشی دانست که بر ستونهای عناصر وسترن بنا شده است. برای رسیدن به این مساله باید بر روی شخصیت سانی به عنوان محور اصلی فیلم تمرکز داشت.

تقریبا تمام قهرمان فیلمهای وسترن تنها و تکرو هستند. فردی آواره که از افقهای دور میرسد تا یک شهر، یک گروه یا خانواده را نجات دهند. همیشه در سفرند، جایی ساکن نمی شوند و سکونت آنها در یک جا موقت است. در کار خود بسیار ماهر هستند. گاوچرانهایی قابل، هفت تیرکش هایی زبردست و اسب سوارانی کم نظیرند. معمولا در گذشته شکست بزرگی خورده اند که آن شکست سرنوشت آنها را عوض کرده است. به هر جایی که میرسند همانند یک کاتالیزور موجب تغییر شخصیت های دیگر میشوند. یاد میدهند و یاد نمیگیرند چرا که به کمال رسیده اند و آرزوی چندانی ندارند. پیروزی برای آنها حس شادی موقت دارد؛ فقط چند ساعت شادی پیروزی در آنها دیده می شود و نمی تواند بر روحیه آنها تاثیر بیشتری بگذارد.

حال به سراغ شخصیت سانی هیز به عنوان قهرمان فیلم فرمول یک برویم. در همان سکانس ابتدای فیلم بر نبوغ او تاکید می شود. سپس با حضور روبن شخصیت هیز رفته رفته به بیننده معرفی میشود که عینا مثل یک کابوی تنها در فیلمهای وسترن است.

در سکانس ابتدایی حضور او در تیم مهارت فوق العاده او در رانندگی به کل تیم اثبات میشود. دقیقا مثل یک قهرمان در فیلمهای وسترن که در اوایل فیلم که معمولا در یک کافه است با هفت تیرکشی و کشتن چند نفر توانایی قهرمان برای بیننده اثبات میشود.

داستان وسترن به زندگی یک فرد آواره شاخ و برگ میدهد. قهرمان از افقهای دور میرسد و بعد از انجام وظیفه خود به سوی غروب می تازد. این دقیقا آن چیزی است که در فیلم فرمول یک شاهدیم. سانی هیز یک آواره است بطوریکه در یک ماشین ون زندگی میکند. بعد از آنکه روبن به او پیشنهاد حضور در تیم را میدهد گویی وظیفه خود میبیند که بیاید و تیم را از نابودی نجات داده و پس از رسیدن به بالاترین موفقیت تیم را رها کرده و در افق محو شود.

در وسترن کشمکش در میان دو قطب متضاد در درون قهرمان یا ضد قهرمان روی میدهد و او را وادار میکند تا ابعاد نهفته شخصیت و توانایی های خود را ظاهر کند. در فرمول یک این کشمکش بین سانی و برخی اعضای تیم است. کشمکش سانی و جاشوا محور اصلی و کشکمش بین سانی و مدیر تیم محور فرعی است که به مرور توانایی های بالای سانی را به همه نشان میدهد؛ تا جاییکه همه ما افسوس میخوریم که چرا سانی با این توانایی بالا نتوانسته به آنچه استحقاق آن را داشته در دوران جوانی برسد.

سرچشمه قدرت درام این است که نیروی محرکه خود را از شخصیت میگیرد و در این فیلم فیلمساز با بهره گیری از شخصیت قهرمانان فیلمهای وسترن و پرداخت دقیق شخصیت سانی هیز و روابط بین او با بقیه اشخاص بازی توانسته است بخوبی بیننده را همراه کرده بطوری که گویی خود بیننده است که درون اتومبیل فرمول یک نشسته و تلاش می کند به قهرمانی برسد.

پایان/

۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
کد خبر: 33293

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 4 =